محمد كاظم بن محمد تبريزي

73

منظر الاولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسي )

و ثانيا مولانا حشرى - عليه الرحمة - نسبت حيدريه را به مير حيدر تونى داده سهو و واضح است از جهت آنكه نسبت حيدريه به سلطان حيدر بن شيخ جنيد بن شيخ ابراهيم بن خواجه على بن شيخ حيدر بن شيخ صفى است و اين سلطان حيدر والد بزرگوار شاه اسماعيل صفوى است نه مير حيدر تونى . حضرت شاه نعمة الله ولى و سلطان حيدر هر دو معاصر بودند و فقرهء مكالمهء آن دو بزرگوار از مشهورات است . و آن‌چنان است كه روزى شاه نعمة الله ولى در لاهيجان سلطان حيدر را ملاقات نموده و هنوز سلطان حيدر در عنفوان جوانى بوده و در آن نزديكى دختر ابو النصر حسن بيك آق‌قويونلو را نكاح كرده بود . حضرت شاه بعد از تحكمات بسيار فرموده بودند آيا به چه اميد قرابت اين طايفهء نمك‌نشناس را بر خود روا دانستيد ؟ گويا مىبينم برادر اين زن كه همخوابهء تست باعث قتل تو خواهد شد . اشاره به امداد سلطان يعقوب بود كه در قتل سلطان حيدر به شاه شروان نمود . سلطان در جواب فرمودند آرى چنين است كه فرمودى ! لكن من هم مىبينم كه از بطن همان زن مرا فرزندى ظهور خواهد كرد كه از ضرب شمشير او ديگر كسى در ايران نام مخالفان نتواند برد . مژدهء ظهور شاه جهانگير حضرت شاه اسماعيل و جانبازى آن بزرگوار را در تشيع اظهار نمود . اين هم معلوم است كه وفات حضرت شاه نعمة الله در سال هشتصد و هفتاد و هفت و شهادت سلطان در هشتصد و نود و سه اتفاق افتاده و فاصله در ميان وفات اين دو سيد احمدى خصال شانزده سال بوده و ما بين وفات مير حيدر تونى و شاه نعمة الله مرحوم چهل و هفت سال فاصله دارد . وفات او در سال هشتصد و سى هجرى است . پس يقين توان نمود كه اين غائله در ميان مريدان شاه نعمة الله و سلطان حيدر صفوى است نه مير حيدر تونى . اين فقره هم مبين است كه مير حيدر صاحب چندان نفوس نبوده كه با شاه نعمة الله تواند برابرى نمايد و بعض مطالبى هم كه برهان اين مطلب است در احوال شيخ صفى خواهم نمود . مزار لازم الانوار آن بزرگوار در پائين پل عجوز در طرف راست كوچه‌اى كه به سيد حمزه مىرود واقع و به تكيه حيدر مشهور و معروف است .